کمآبی تنها به معنی کمبودِ حجمِ آب نیست. اگر آب کافی در دسترس باشد، اما کیفیت آن مطلوب نباشد، همچنین اگر منافع بخشهای مختلف شامل خانوارها، کشاورزی، صنعت و تولیدکنندگان انرژی با یکدیگر در تضاد باشد، کم آبی رخ می دهد. پژوهشگران دانشگاه اوترخت در یک مطالعهی جامع و کلان، هشدار میدهند که تا پایان قرن حاضر، نزدیک به دو سوم جمعیت جهان با مشکل کمبود آب یا کیفیت نامناسب آن دستبهگریبان خواهند بود.
تغییرات اقلیمی عامل اصلی کمآبی است؛ سطح پایین آب رودخانههای اروپا در تابستان امسال گویای همین واقعیت است. در آینده با کمبود آب مواجه خواهیم شد، اما پیامدهای آن بسته به نوع بخش و منطقه متفاوت خواهد بود. برای مثال، ایالات متحده و اروپا را در نظر بگیرید که رشد جمعیتشان در بلندمدت متوقف یا ثابت خواهد شد؛ امری که بر تقاضا برای آب تأثیر میگذارد. در نگاه نخست، این خبر برای خانوارها خوب به نظر میرسد. اما با نگاهی دقیقتر، این بدان معنا نیست که این مناطق از خطر رسته و ایمن شدهاند. درست است که کاهش منابع آب شیرین احتمالاً با کاهش تقاضای خانوارها جبران میشود، اما افزایش احتمال وقوع موجهای گرما باعث میشود دمای آب رودخانهها برای مصارف سرمایشی بیش از حد بالا برود و نیروگاهها و کارخانهها را ناچار به توقف یا تعطیلی فرآیندهای خود کند.
توسعه اقتصادی و رشد جمعیت، فشار فزایندهای بر منابع آب موجود وارد میکند؛ نه تنها به این دلیل که تقاضا رو به افزایش است، بلکه به این خاطر که احتمالاً کیفیت آبِ باقیمانده نیز افت خواهد کرد. زیرا با افزایش آلودگی و کاهش حجم آب (که ناشی از مصرف بیشتر آن است)، غلظت هرگونه آلایندهای افزایش مییابد. و مصرفکنندگان و بخش کشاورزی بیشتر متأثر میشوند. این وضعیت رقابت بر سر آب پاکِ موجود را میان بخشهای مختلف تشدید خواهد کرد.
نتایج پژوهشها نشان میدهد که برخی مناطق و بخشهای خاص در آینده با دشواریهای جدی مواجه خواهند شد. «در میان تمام مناطقی که مورد مطالعه قرار گرفت، آفریقا و خاورمیانه از نامطلوبترین چشمانداز برخوردارند؛ چرا که میزان آب پاکِ در دسترس هماکنون نیز اندک است و علاوه بر آن، شاهد رشد شدید جمعیت هستند. پژوهشگران برآورد کردهاند که این وضعیت، تقاضا برای آبِ مصرفی خانگی را تا رقم سرسامآور ۱۲۲۵ درصد افزایش خواهد داد. صرفنظر از تفاوتهای منطقهای، صنایع و نیروگاهها نیز بهویژه تحت تأثیر کمبود آب قرار خواهند گرفت، زیرا افزایش دمای آب، خنکسازی فرآیندهای آنها را دشوار میسازد. این وضعیت در نهایت لزوم تجدید نظر در فرآیندهای تولید را یادآور می شود و باید بخش انرژی با شتابی بیشتر دستخوش تحولی بنیادین شود.


